شاید سخنان آهر قبل از خودکشی! - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 15:14
بخدا که بریدک....میدونی من کسیم که نه میمیره و نه خوب میشه...اینده ای برای خودم نمیبینم...خالیه خالی...عجیبه ولی دارم کمکم قدرت نیازداشتن! رو از دست میدم... نیاز به گریه، خنده، وجود دوست تو زندگیم، وج
زندگی عنی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:23
خلاص شدم...از یه بخش اجباری از زندگیم...دلم تنگه برای روزهای خوبی که با اون آدم داشتم...برنمیگردن انا تقصیر من یا اون مهم نیست...احساسات رکب خورده من که افسارشون پاره شده هجوم اوردن تو این قلب هشتصد ک
چجوری؟ ها چجوری؟ توفقط بگو چجوری؟!؟ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:23
چجوری بتونم به آرزوهام برسم وقتی هیچکس حامی من نیست...چند عده آدم با بیشترین وصله ها ناجور به من که نمیذارن بکنم برم ازشون...دختریکه زندگی مجردی براش تو این جامعه یعنی تلخ درس مثه زهر! شایدم تلخ تر مث
دل بخواهیای من - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:23
میدونی بیشتر از هرچیزی دلم قوی بودن و استقلال میخواد...دلم میخواست توی خونه جمع و جوره نقلی خودم بود و همونجور که یه لیوان چای لب سوز دستم بودم و یه قند هم بین لبام ومنتظر تا وقتی کمی سرد بشه، با لباس
حس زندگی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:23
گفته بودی بلدی حال مرا خوب کنیحال ما خوب خراب است، تو به آن دست مزن!وباز یک اشتباه دیگه و موفقیت برای گذروندن اون اشتباه...بالاخره تونستم از اون مرد اشتباهی که تو زندگیم وجود داشت با کمک منطقم دست بکش
این روزای خوبه مزخرف - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:23
این روزا اخ این روزا...دارم شدیدا با افسردگیم مثابله میکنم با امید با شور و نشاط و انگیزه...حقیقتا تابستونو دارم میترکونم یک بار رفتم اردبیل و آستارا سمت شمالغرب کشور الآن اومدم تنکابن؛شهسوار مازندران
زن ها! - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:23
هنوز هم مخیله ام قادر به هضم این موضوع نیست که چرا زن ها عجیب و غریب الغربا ترینند در ذهن ناهمجنسانشانمحبت توجه احترام اعتماد وحمایت تمام آن چیزیست که یک زن طالبشه...در شکل ها و جنبه های غیرشبیه بهم..
امشب از همون شباس... - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 0:22
میدونین خسته ام از زندگی...من ی زنم که هیچکی حالم رو نمیفهمه...پدرم تا بود دلش میخواست ی دختر سنگین و رنگین راشته باشه که همه از وجناتش تعریف کنن و بگن ماشالا دختر فلانکسیو ...تا بگن ایول ب باباش ک ای
ب+لا+تک+لیف... - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 0:22
مانده ام در مزخرف ترین ایام جوانیه رو به افولم...گند ترین و مزخرف ترین روزگاری که در عمر شاید 60_70 ساله ام بتوانم به خودم ببینم... گیر افتاده ام بین باید ها و نباید ها....آنچه که باید باشم،آنچه میخوا
بی اعصاب گونه ی روانی طوره دیوانه وار - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 0:22
کاش خدا صبری بدهد به این دل غمبرک زده ما! کمی مطالب را به خواست و علاقه خود دوست داریم بپیچانیم!امشب را اینگونه میگذرانیم که هرچه باشد دلیلش به خودمان مربوط است در تمامی خانواده و در تک تک رفقایم و
#آگهی_همکاری - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 0:22
هرفردی در زندگی برای خودش در هردورانی بخشی از اتفاقات را داشته که بهم ریزنده ترین ها بوده اند....ادمیکه ادعا کند این اتفاقات اینچنینی برایش رخ نداده،قطعا اهل ادنیت نیست! بگذریم ما امده ایم اینجا تا خو
حسرت مندان و حسرت مندیها - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 0:22
چندوقتی پیش، وقتی باجبر و به مدد اجبار با خانواده پشت اتاقک رنگی نشسته بودیم و دورهمی میدیدم(چند وقت خیلی خیلی خیلی پیش) وحید تاج امده بود به انجا... گفت از کاشان پاشدم و امدم تهران...چون خونواده ام ف
تقاضا ازمن...عرضه از شما! - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 0:22
زندگی پرشده از لجن و کثافت...پر از زشتی و سیاهی و تباهی و ازتخراف(مزخرف بودن) (حالا کم کم عادت میکنید به این شیوه بیان غریبه مورد علاقه ام!) درسرم پر است از هدف و میل و ارزو و آرمان و هرچه که بتوان اس
دین؟ خدا؟ فرصت؟ تلاش؟ - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 0:22
امشب کمی از دین حرف بزنیم؟؟؟ از همان خدایی که شرایطم باعث شده منکروجودش شوم... دین یعنی چی؟مذهب چیه؟خداپرستی چیه؟ بیشتر از3000تا دین وجود داره پس یعنی 3000خدا!؟ یا 2999تا دروغ میگن یا هر3000تاشون! چطو
؛ - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 0:22
نقطه ویرگول! خیلی دلم میخواد پستم شامل همین دوکلمه بود...دنیایی سرشار از حرفهای نگفته...که اگر دلتان خواست و وجود چون منه بی ارزشی در پستوی قدیمی قلبتان و کوچه پس کوچه های کاه گلی ذهنتان،ارزشی داشت بر
روز زن،روز عذاب، روز غم - تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 0:22
زن!زن!زن!یک موجود فوق فوق فوق فوووووق ماورای باورهای ما بدبخت!تمام شده در اسفبارترین وضعیت های موجود.خلاصه شده توی بغرنج ترین نسائل زندگی...دست کشیدن از خنده های از ته دلش،بخاطر آبروی پدرش!دست کشیدن ا